غزل شمارهٔ ۲۷۰۲

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۷۰۲

دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 2,702
1

مگیر ای ساقی از مستان کرانی

2

که کم یابی گرانی بی‌گرانی

3

بیا ای سرو گلرخ سوی گلشن

4

که به از سرو نبود سایه بانی

5

چو نور از ناودان چشم ریزد

6

یقین بی‌بام نبود ناودانی

7

عجب آن بام بالای چه خانه‌ست

8

مبارک جا مبارک خاندانی

9

که را بود این گمان که بازیابیم

10

نشانی زین چنین فتنه نشانی

11

دلی که چون شفق غرقاب خون بود

12

پر از خورشید شد چون آسمانی

13

ز حرص این شکم پهلو تهی کن

14

که تا پهلو زنی با پهلوانی

15

عجب ننگت نمی‌آید برادر

16

ز جانی کو بود محتاج نانی

17

که آب زندگانی گفت ما را

18

که جز دکان نان داری دکانی