غزل شمارهٔ ۳۰۲۳

مولوی

غزل شمارهٔ ۳۰۲۳

دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 3,023
1

قصر بود روح ما نی تل ویرانه‌ای

2

همدم ما یار ما نی دم بیگانه‌ای

3

بادیه‌ای هایلست راه دل و کی رسد

4

جز که دل پردلی رستم مردانه‌ای

5

نی دل خصم افکنی بل دل خویش افکنی

6

نی دل تن پروری عاشق جانانه‌ای

7

چونک فروشد تنش در تک خاک لحد

8

رست درخت قبول از بن چون دانه‌ای

9

عاشق آن نور کیست جز دل نورانیی

10

فتنه آن شمع چیست جز تن پروانه‌ای

11

مسرح روح الله است جلوه روح القدس

12

زانک ورا آفتاب هست عزبخانه‌ای