غزل شمارهٔ ۵۰

مولوی

غزل شمارهٔ ۵۰

دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 50
1

ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا

2

بر من خسته کرده‌ای روی گران چرا چرا

3

بر دل من که جای تست کارگه وفای تست

4

هر نفسی همی‌زنی زخم سنان چرا چرا

5

گوهر نو به گوهری برد سبق ز مشتری

6

جان و جهان همی‌بری جان و جهان چرا چرا

7

چشمه خضر و کوثری ز آب حیات خوشتری

8

ز آتش هجر تو منم خشک دهان چرا چرا

9

مهر تو جان نهان بود مهر تو بی‌نشان بود

10

در دل من ز بهر تو نقش و نشان چرا چرا

11

گفت که جان جان منم دیدن جان طمع مکن

12

ای بنموده روی تو صورت جان چرا چرا

13

ای تو به نور مستقل وی ز تو اختران خجل

14

بس دودلی میان دل ز ابر گمان چرا چرا