غزل شمارهٔ ۸۹

مولوی

غزل شمارهٔ ۸۹

دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 89
1

یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا

2

من خمره افیونم زنهار سرم مگشا

3

آتش به من اندرزن آتش چه زند با من

4

کاندر فلک افکندم صد آتش و صد غوغا

5

گر چرخ همه سر شد ور خاک همه پا شد

6

نی سر بهلم آن را نی پا بهلم این را

7

یا صافیه الخمر فی آنیه المولی

8

اسکر نفرا لدا و السکر بنا اولی