غزل شمارهٔ ۳۴۰

مولوی

غزل شمارهٔ ۳۴۰

دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 340
1

دگربار این دلم آتش گرفتست

2

رها کن تا بگیرد خوش گرفتست

3

بسوز ای دل در این برق و مزن دم

4

که عقلم ابر سوداوش گرفتست

5

دگربار این دلم خوابی بدیدست

6

که خون دل همه مفرش گرفتست

7

چو سایه کل فنا گردم ازیرا

8

جهان خورشید لشکرکش گرفتست

9

دلم هر شب به دزدی و خیانت

10

ز لعل بار سلطان وش گرفتست

11

کجا پنهان شود دزدی دزدی

12

که مال خصم زیر کش گرفتست

13

بسی جان که همی‌پرد ز قالب

14

ولی پایش حریف کش گرفتست

15

ز ذوق زخم تیرش این دل من

16

به دندان گوشه ترکش گرفتست