مولوی
غزل شمارهٔ ۴۹۵
دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 495
1
اگر مر تو را صلح آهنگ نیست
2
مرا با تو ای جان سر جنگ نیست
3
تو در جنگ آیی روم من به صلح
4
خدای جهان را جهان تنگ نیست
5
جهانیست جنگ و جهانیست صلح
6
جهان معانی به فرسنگ نیست
7
هم آب و هم آتش برادر بدند
8
ببین اصل هر دو به جز سنگ نیست
9
که بی این دو عالم ندارد نظام
10
اگر روم خوبست بیزنگ نیست
11
مرا عقل صد بار پیغام داد
12
خمش کن که فخرست آن ننگ نیست