غزل شمارهٔ ۴۶۳

حافظ

غزل شمارهٔ ۴۶۳

غزلیاتشمارهٔ 463
1

سلام الله ما کر اللیالی

2

و جاوبت المثانی و المثالی

3

علی وادی الاراک و من علیها

4

و دار باللوی فوق الرمال

5

دعاگوی غریبان جهانم

6

و ادعو بالتواتر و التوالی

7

به هر منزل که رو آرد خدا را

8

نگه دارش به لطف لایزالی

9

منال ای دل که در زنجیر زلفش

10

همه جمعیت است آشفته حالی

11

ز خطت صد جمال دیگر افزود

12

که عمرت باد صد سال جلالی

13

تو می‌باید که باشی ور نه سهل است

14

زیان مایه جاهی و مالی

15

بر آن نقاش قدرت آفرین باد

16

که گرد مه کشد خط هلالی

17

فحبک راحتی فی کل حین

18

و ذکرک مونسی فی کل حال

19

سویدای دل من تا قیامت

20

مباد از شوق و سودای تو خالی

21

کجا یابم وصال چون تو شاهی

22

من بدنام رند لاابالی

23

خدا داند که حافظ را غرض چیست

24

و علم الله حسبی من سؤالی