نظامی
بخش ۱۰۰ - در یاد کردن دوره زندگی پس از مرگ
خمسهخسرو و شیرینشمارهٔ 100
1
دگر ره گفت بعد از زندگانی
2
بیاد آرم حدیث این جهانی
3
جوابش داد پیر دانش آموز
4
که ای روشن چراغ عالمافروز
5
تو آن نوری که پیش از صحبت خاک
6
ولایت داشتی بر بام افلاک
7
ز تو گر باز پرسند آن نشانها
8
نیاری هیچ حرفی یاد از آنها
9
چو روزی بگذری زین محنتآباد
10
از آن ترسم کز این هم ناوری یاد
11
کسی کو یاد نارد قصه دوش
12
تواند کردن امشب را فراموش