بخش ۱۰۱ – تصورات مرد حازم

مولوی

بخش ۱۰۱ - تصورات مرد حازم

مثنوی معنویدفتر سومشمارهٔ 101
1

آنچنانک ناگهان شیری رسید

2

مرد را بربود و در بیشه کشید

3

او چه اندیشد در آن بردن ببین

4

تو همان اندیش ای استاد دین

5

می‌کشد شیر قضا در بیشه‌ها

6

جان ما مشغول کار و پیشه‌ها

7

آنچنانک از فقر می‌ترسند خلق

8

زیر آب شور رفته تا به حلق

9

گر بترسندی از آن فقرآفرین

10

گنجهاشان کشف گشتی در زمین

11

جمله‌شان از خوف غم در عین غم

12

در پی هستی فتاده در عدم