بخش ۱۶ – خلوت اول در پرورش دل

نظامی

بخش ۱۶ - خلوت اول در پرورش دل

خمسهمخزن الاسرارشمارهٔ 16
1

رایض من چون ادب آغاز کرد

2

از گره نه فلکم باز کرد

3

گرچه گره در گرهش بود جای

4

برنگرفت از سر این رشته پای

5

تا سر این رشته به جائی رسید

6

کان گره از رشته بخواهد برید

7

خواجه مع‌القصه که در بند ماست

8

گرچه خدا نیست خداوند ماست

9

شحنه راه دو جهان منست

10

گرنه چرا در غم جان منست

11

گرچه بسی ساز ندارد ز من

12

شفقت خود باز ندارد ز من

13

گشت چو من بی ادبی را غلام

14

آن ادب‌آموز مرا کرد رام

15

از چو منی سر به هزیمت نبرد

16

صحبت خاکی به غنیمت شمرد

17

روزی از این مصر زلیخا پناه

18

یوسفیی کرد و برون شد ز چاه

19

چشم شب از خواب چو بردوختند

20

چشم چراغ سحر افروختند

21

صبح چراغی سحر افروز شد

22

کحلی شب قرمزی روز شد

23

خواجه گریبان چراغی گرفت

24

دست من و دامن باغی گرفت

25

دامنم از خار غم آسوده کرد

26

تا به گریبان به گل آموده کرد

27

من چو لب لاله شده خنده ناک

28

جامه به صد جای چو گل کرده چاک

29

لاله دل خویش به جانم سپرد

30

گل کمر خود به میانم سپرد

31

گه چو می آلوده به خون آمدم

32

گه چو گل از پرده برون آمدم

33

گل به گل و شاخ به شاخ از شتاب

34

میشدم ایدون که شود نشو آب

35

تا علم عشق به جائی رسید

36

کز طرفی بوی وفائی رسید

37

نکته بادی بزبان فصیح

38

زنده دلم کرد چو باد مسیح

39

زیر زمین ریخت عماریم را

40

تک به صبا داد سواریم را

41

گفت فرود آی و ز خود دم مزن

42

ورنه فرود آرمت از خویشتن

43

منکه بر آن آب چو کشتی شدم

44

ساکن از آن باد بهشتی شدم

45

آب روان بود فرود آمدم

46

تشنه زبان بر لب رود آمدم

47

چشمه افروخته‌تر ز آفتاب

48

خضر به خضراش ندیده به خواب

49

خوابگهی بود سمنزار او

50

خواب کنان نرگس بیدار او

51

دایره خط سپهرش مقام

52

غالیه بوی بهشتش غلام

53

گل ز گریبان سمن کرده جای

54

خارکشان دامن گل زیر پای

55

آهو و روباه در آن مرغزار

56

نافه به گل داده و نیفه به خار

57

طوطی از آن گل که شکر خنده بود

58

بر سر سبزیش پر افکنده بود

59

تازه گیا طوطی شکر بدست

60

آهوکان از شکرش شیر مست

61

جلوه‌گر از حجله گلها شمال

62

گل شکر از شاخ گیاها غزال

63

خیری منشور مرکب شده

64

مروحه عنبر اشهب شده

65

سرمه بیننده چو نرگس نماش

66

سوسن افعی چو زمرد گیاش

67

قافله زن یاسمن و گل بهم

68

قافیه گو قمری و بلبل بهم

69

سوسن یکروزه عیسی زبان

70

داده به صبح از کف موسی نشان

71

فاخته فریادکنان صبحگاه

72

فاخته‌گون کرده فلک را به آه

73

باد نویسنده به دست امید

74

قصه گل بر ورق مشک بید

75

گه بسلام چمن آمد بهار

76

گه بسپاس آمد گل پیش خار

77

ترک سمن خیمه به صحرا زده

78

ماهچه خیمه به ثریا زده

79

لاله به آتشگه راز آمده

80

چون مغ هندو به نماز آمده

81

هندوک لاله و ترک سمن

82

سهل عرب بود و سهیل یمن

83

زورق باغ از علم سرخ و زرد

84

پنجره‌ها ساخته از لاجورد

85

آب ز نرمی شده قاقم نمای

86

طرفه بود قاقم سنجاب سای

87

شاخ ز نور فلک انگیخته

88

در قدم سایه درم ریخته

89

سایه سخن گو بلب آفتاب

90

زنده شده ریگ ز تسبیح آب

91

نسترن از بوسه سنبل به زخم

92

از مژه غنچه لب گل به زخم

93

ترکش خیری تهی از تیر خار

94

گاه سپر خواسته گه زینهار

95

سحر زده بید، به لرزه تنش

96

مجمر لاله شده دود افکنش

97

خواست پریدن چمن از چابکی

98

خواست چکیدن سمن از نارکی

99

نی به شکر خنده برون آمده

100

زرده گل نعل به خون آمده

101

آنگل خودرای که خودروی بود

102

از نفس باد سخن گوی بود

103

سبزتر از برگ ترنج آسمان

104

آمده نارنج به دست آن زمان

105

چون فلک آنجا علم آراسته

106

سبزه بکشتیش بدر خواسته

107

هر گره از رشته آن سبز خوان

108

جان زمین بود و دل آسمان

109

اختر سرسبز مگر بامداد

110

گفت زمین را که سرت سبز باد

111

یا فلک آنجا گذر آورده‌بود

112

سبزه به بیجاده گرو کرده‌بود

113

چشمه درفشنده‌تر از چشم حور

114

تا برد از چشمه خورشید نور

115

سبزه بر آن چشمه وضو ساخته

116

شکر وضو کرده و پرداخته

117

مرغ ز گل بوی سلیمان شنید

118

ناله داودی از آن برکشید

119

چنگل دراج به خون تذرو

120

سلسله آویخته در پای سرو

121

محضر منشور نویسان باغ

122

فتوی بلبل شده بر خون زاغ

123

بوم کز آن بوم شده پیکرش

124

سر دلش گشته قضای سرش

125

باد یمانی به سهیل نسیم

126

ساخته کیمخت زمین را ادیم

127

لاله ز تعجیل که بشتافته

128

از تپش دل خفقان یافته

129

سایه شمشاد شمایل پرست

130

سوی دل لاله فرو برده دست

131

ناخن سیمین سمن صبح فام

132

برده ز شب ناخنه شب تمام

133

صبح که شد یوسف زرین رسن

134

چاه‌کنان در زنخ یاسمن

135

زرد قصب خاک برسم جهود

136

کاب چو موسی ید بیضا نمود

137

خاک به آن آب دوا ساخته

138

هر چه فرو برده برانداخته

139

نور سحر یافته میدان فراخ

140

سایه روی را به صبا داده شاخ

141

سایه گزیده لب خورشید را

142

شانه زده باد سر بید را

143

سایه و نور از علم شاخسار

144

رقص‌کنان بر طرف جویبار

145

عود شد آن خار که مقصود بود

146

آتش گل مجمر آن عود بود

147

گردن گل منبر بلبل شده

148

زلف بنفشه کمر گل شده

149

مرغ ز داود خوش آوازتر

150

گل ز نظامی شکر اندازتر