بخش ۱۸۲ – پرسیدن معشوقی از عاشق غریب خود کی از شهرها کدام شهر را خوشتر یافتی و انبوه‌تر و محتشم‌تر و پر نعمت‌تر و دلگشاتر

مولوی

بخش ۱۸۲ - پرسیدن معشوقی از عاشق غریب خود کی از شهرها کدام شهر را خوشتر یافتی و انبوه‌تر و محتشم‌تر و پر نعمت‌تر و دلگشاتر

مثنوی معنویدفتر سومشمارهٔ 182
1

گفت معشوقی به عاشق کای فتی

2

تو به غربت دیده‌ای بس شهرها

3

پس کدامین شهر ز آنها خوشترست

4

گفت آن شهری که در وی دلبرست

5

هرکجا باشد شه ما را بساط

6

هست صحرا گر بود سم الخیاط

7

هر کجا که یوسفی باشد چو ماه

8

جنتست ارچه که باشد قعر چاه