بخش ۶۳ – در جامهٔ خواب افتادن استاد و نالیدن او از وهم رنجوری

مولوی

بخش ۶۳ - در جامهٔ خواب افتادن استاد و نالیدن او از وهم رنجوری

مثنوی معنویدفتر سومشمارهٔ 63
1

جامه خواب آورد و گسترد آن عجوز

2

گفت امکان نه و باطن پر ز سوز

3

گر بگویم متهم دارد مرا

4

ور نگویم جد شود این ماجرا

5

فال بد رنجور گرداند همی

6

آدمی را که نبودستش غمی

7

قول پیغامبر قبوله یفرض

8

ان تمارضتم لدینا تمرضوا

9

گر بگویم او خیالی بر زند

10

فعل دارد زن که خلوت می‌کند

11

مر مرا از خانه بیرون می‌کند

12

بهر فسقی فعل و افسون می‌کند

13

جامه خوابش کرد و استاد اوفتاد

14

آه آه و ناله از وی می‌بزاد

15

کودکان آنجا نشستند و نهان

16

درس می‌خواندند با صد اندهان

17

کین همه کردیم و ما زندانییم

18

بد بنایی بود ما بد بانییم