رباعی ۱۰۶

خیام

رباعی ۱۰۶

ترانه‌های خیام (صادق هدایت)هیچ است [۱۰۷-۱۰۱]
1

چون نیست زِ هرچه هست جُز باد به دست،

2

چون هست زِ هرچه هست نُقصان و شکست،

3

انگار که هست، هرچه در عالَم نیست،

4

پندار که نیست، هرچه در عالَم هست.