مولوی
غزل شمارهٔ ۱۰۰
دیوان شمسغزلیات
1
ترک کمان کشیده دو چشم سیاه تست
2
تیری که بر نشانه نشیند نگاه تست
3
امروز هر تنی که به شمشیر کشتهای
4
فردای رستخیز به جان عذر خواه تست
5
بر دیدهاش فرشته کشد از پی شرف
6
خون کسی که ریخته بر خاک راه تست
7
پای غرور بر سر صید حرم نهد
8
هر آهویی که قابل نخجیر گاه تست
9
بس دل اسیر زلف و زنخدان نمودهای
10
بس یوسف عزیز که در بند چاه تست
11
شاهان به هیچ حیله مسخر نکردهاند
12
ملکی که در تصرف خیل و سپاه تست
13
روزی که صف کشند خلایق پی حساب
14
جرمی که در حساب نیاید گناه تست
15
مستان ز بادههای دمادم ندیدهاند
16
کیفیتی که در نگه گاهگاه تست
17
رخشنده آفتاب فروغی فرو رود
18
هر جا که جلوهٔ رخ تابنده ماه تست