مولوی
غزل شمارهٔ ۱۰۴۷
دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 1,047
1
در این سرما و باران یار خوشتر
2
نگار اندر کنار و عشق در سر
3
نگار اندر کنار و چون نگاری
4
لطیف و خوب و چست و تازه و تر
5
در این سرما به کوی او گریزیم
6
که مانندش نزاید کس ز مادر
7
در این برف آن لبان او ببوسیم
8
که دل را تازه دارد برف و شکر
9
مرا طاقت نماند از دست رفتم
10
مرا بردند و آوردند دیگر
11
خیال او چو ناگه در دل آید
12
دل از جا میرود الله اکبر