غزل شمارهٔ ۱۰۶۷

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۰۶۷

دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 1,067
1

سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر

2

جان سپر کردم ولیکن تیر کم زن بر سپر

3

این جگر از تیرها شد همچو پشت خارپشت

4

رحم کردی عشق تو گر عشق را بودی جگر

5

من رها کردم جگر را هرچ خواهد گو بشو

6

بر دهانم زن اگر من زین سخن گویم دگر

7

بنده ساقی عشقم مست آن دردی درد

8

گوشه‌ای سرمست خفتم فارغم از خیر و شر

9

گر بیاید غم بگویم آنک غم می‌خورد رفت

10

رو به بازار و ربابی از برای من بخر