مولوی
غزل شمارهٔ ۱۱۱۰
دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 1,110
1
از لب یار شکر را چه خبر
2
وز رخش شمس و قمر را چه خبر
3
با دمش باد بهاری چه زند
4
وز قدش سرو و شجر را چه خبر
5
گر جهان زیر و زبر گشت از او
6
عاشق زیر و زبر را چه خبر
7
چونک جان محرم اسرارش نیست
8
از رهش اهل خبر را چه خبر
9
گر چه نرگس نگرانست به باغ
10
از چمن نرگس تر را چه خبر
11
گفته هر قوم هم از مستی خویش
12
که ز ما قوم دگر را چه خبر
13
گفت چونی و دل تو چونست
14
از دل این خسته جگر را چه خبر
15
با ملک تاج و کمر گر به همند
16
از ملک تاج و کمر را چه خبر
17
کم کن این ناله که کس واقف نیست
18
ز آه عشاق سحر را چه خبر