غزل شمارهٔ ۱۲۲۶

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۲۲۶

دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 1,226
1

آن یار ترش رو را این سوی کشانیدش

2

زین ساغر خندان رو جامی بچشانیدش

3

زین باده نخوردست او زان بارد و سردست او

4

با این همه بدهیدش جامی بپزانیدش

5

او سرکه چرا آرد غوره ز چه افشارد

6

زان زهر همی‌بارد تا جمله بدانیدش

7

آن باده انگوری نفزاید جز کوری

8

پهلوی چنین باده بالله منشانیدش

9

باشد بودش سکته در گور نباید کرد

10

زین آب خضر یک کف در حلق چکانیدش