مولوی
غزل شمارهٔ ۱۲۷۸
دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 1,278
1
یار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوش
2
توبه کنان توبه را سیل ببردست دوش
3
عاشق صدسالهام توبه کجا من کجا
4
توبه صدساله را یار دراشکست دوش
5
باده خلوت نشین در دل خم مست شد
6
خلوت و توبه شکست مست برون جست دوش
7
ولوله در کو فتاد عقل درآمد که داد
8
محتسب عقل را دست فروبست دوش