مولوی
غزل شمارهٔ ۱۷۳۸
دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 1,738
1
به گوشهای بروم گوش آن قدح گیرم
2
که عاشق قدح و درد و خصم تدبیرم
3
خوش است گوشه و یا گوشه گشتهای چون من
4
به هر چه باشد از این دو چو شهد و چون شیرم
5
چو آب و روغن با هر کی مرغ آبی نیست
6
که زهره طالعم و شکر سکرتأثیرم
7
ز حلق من آن خواهم که شکر سکر کند
8
دگر همه به تو بخشیدم ای بک و میرم
9
روم سری بنهم کان سری است باده جان
10
که خفته به سر پراحتیال و تزویرم