مولوی
غزل شمارهٔ ۲۰۲۴
دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 2,024
1
مات خود را صنما مات مکن
2
بجز از لطف و مراعات مکن
3
خرده و بیادبیها که برفت
4
عفو کن هیچ مکافات مکن
5
وقت رحم است بکن کینه مکش
6
بنده را طعمه آفات مکن
7
به سر تو که جدایی مندیش
8
جز که پیوند و ملاقات مکن
9
خاک خود را به زمین برمگذار
10
منزلش جز به سماوات مکن
11
اولش جز به سوی خویش مکش
12
آخرش جز که سعادات مکن
13
آنچ خو کرد ز لطفت برسان
14
ترک تیمار و جرایات مکن
15
بنده اهل خرابات توایم
16
پشت ما را به خرابات مکن
17
ما که باشیم که گوییم مکن
18
چونک گفتیم ممارات مکن