مولوی
غزل شمارهٔ ۲۱۴۶
دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 2,146
1
ای شکران ای شکران کان شکر دارم از او
2
پندپذیرنده نیم شور و شرر دارم از او
3
خانه شادی است دلم غصه ندارم چه کنم
4
هر چه به عالم ترشی دورم و بیزارم از او
5
کی هلدم با خود کی میدهدم بر سر می
6
گل دهدم در مه دی بلبل گلزارم از او
7
من خوش و تو نیم خوشی جهد بکن تا بچشی
8
تا قدحی میبکشی ز آنک گرفتارم از او