مولوی
غزل شمارهٔ ۲۲۰۹
دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 2,209
1
ای ز رویت تافته در هر زمانی نور نو
2
وی ز نورت نقش بسته هر زمانی حور نو
3
کژ نشین و راست بشنو عقل ماند یا خرد
4
ساقیی چون تو و هر دم باده منصور نو
5
کی تواند شیشه ای را ز آتشی برداشتن
6
یا می کهنه کی داند ساختن ز انگور نو
7
میچشان و میکشان روشن دلان را جوق جوق
8
تازه میکن این جهان کهنه را از شور نو
9
عشق عشرت پیشه ای که دولتت پاینده باد
10
روز روزت عید تازه هر شبانگه سور نو