مولوی
غزل شمارهٔ ۲۲۵۰
دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 2,250
1
هزار بار کشیدهست عشق کافرخو
2
شبم ز بام به حجره ز حجره تا سر کو
3
شب آن چنان به گاه آمده که هی برخیز
4
گرفته گوش مرا سخت همچو گوش سبو
5
ز هر چه پر کندم من سبوی تسلیمم
6
سبو اسیر سقاست چون گریزد از او
7
هزار بار سبو را به سنگ بشکست او
8
شکست او خوشم آید ز شوق و ذوق رفو
9
سبو سپرده به دو گوش با هزاران دل
10
بدان هوس که خورد غوطه در میانه جو