مولوی
غزل شمارهٔ ۲۴۰۹
دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 2,409
1
که بوده است تو را دوش یار و همخوابه
2
که از خوی تو پر از مشک گشت گرمابه
3
چو شانه سنگ ز عشق تو شاخ شاخ شدهست
4
پریت خوانده به حمام و کردهات لابه
5
چو شانه زلف تو را دید شد هر انگشتش
6
دلیل و آلت تهلیل همچو سبابه
7
ز نور روی تو پر گشت خلوت حمام
8
که جمله قبه زجاجی شدهست چون تابه
9
خمش که گل مثل آب از تو یافت صفا
10
که هر کی نسبت تو یافت گشت نسابه