غزل شمارهٔ ۲۶۳۳

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۶۳۳

دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 2,633
1

در خانه خود یافتم از شاه نشانی

2

انگشتری لعل و کمر خاصه کانی

3

دوش آمده بوده‌ست و مرا خواب ببرده

4

آن شاه دلارامم و آن محرم جانی

5

بشکسته دو صد کاسه و کوزه شه من دوش

6

از عربده مستانه بدان شیوه که دانی

7

گویی که گزیده‌ست ز مستی رخ من بر

8

کز شاه رخ من بر کاری است نهانی

9

امروز در این خانه همی‌بوی نگار است

10

زین بوی به هر گوشه نگاری است عیانی

11

خون در تن من باده صرف است از این بوی

12

هر موی ز من هندوی مست است شبانی

13

گوشی بنه و نعره مستانه شنو تو

14

از قامت چون چنگ من الحان اغانی

15

هم آتش و هم باده و خرگاه چو نقد است

16

پیران طریقت بپذیرند جوانی

17

در آینه شمس حق و دین شه تبریز

18

هم صورت کل شهره و هم بحر معانی