مولوی
غزل شمارهٔ ۲۷۷۱
دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 2,771
1
ای قلب و درست را روایی
2
پیش تو که زفت کیمیایی
3
در ره خر بد ز اسب رهوار
4
از فضل تو کرده پیش پایی
5
گر پای سگی ره تو کوبد
6
بر شیر وغاش برفزایی
7
در عشق تو پاشکستگانند
8
دارند امید پرگشایی
9
در تو مگسی چو دل ببندد
10
یابد ز درت پر همایی
11
فضل تو علی هین گفت
12
تا نگشاید ره گدایی
13
خاموش که هر محال و صعبی
14
آسان شود از کف خدایی