مولوی
غزل شمارهٔ ۲۹۶۷
دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 2,967
1
آمد ز نای دولت بار دگر نوایی
2
ای جان بزن تو دستی وی دل بکوب پایی
3
تابان شدهست کانی خندان شده جهانی
4
آراستهست خوانی در میرسد صلایی
5
بر بوی نوبهاری بر روی سبزه زاری
6
در عشق خوش عذاری ما مست و های هایی
7
او بحر و ما سحابی او گنج و ما خرابی
8
در نور آفتابی ما همچو ذرههایی
9
شوریدهام معافم بگذار تا بلافم
10
مه را فروشکافم با نور مصطفایی