غزل شمارهٔ ۳۱۵۲

مولوی

غزل شمارهٔ ۳۱۵۲

دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 3,152
1

گر چه تو نیم شب رسیدستی

2

صبح عشاق را کلیدستی

3

ناپدیدی چو جان در این عالم

4

در جهان دلم پدیدستی

5

همه شب جان تو را شود قربان

6

ز آن که تو بامداد عیدستی

7

ز آدمی چون پری رمیدم من

8

تا ز من ای پری رمیدستی

9

در مزیدم چو دولت منصور

10

چون مرا تو ابایزیدستی

11

ای بسا نازکان و خامان را

12

چون من سوخته پزیدستی

13

شمس تبریز سرمه دیگر

14

در دو دیده خرد کشیدستی