غزل شمارهٔ ۷۲۷

مولوی

غزل شمارهٔ ۷۲۷

دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 727
1

از دلبر ما نشان کی دارد

2

در خانه مهی نهان کی دارد

3

بی دیده جمال او کی بیند

4

بیرون ز جهان جهان کی دارد

5

آن تیر که جان شکار آنست

6

بنمای که آن کمان کی دارد

7

در هر طرفی یکی نگاریست

8

صوفی تو نگر که آن کی دارد

9

این صورت خلق جمله نقش اند

10

هم جان داند که جان کی دارد

11

این جمله گدا و خوشه چین اند

12

آن دست گهرفشان کی دارد

13

قلاب شدند جمله عالم

14

آخر خبری ز کان کی دارد

15

شادست زمان به شمس تبریز

16

آخر بنگر زمان کی دارد