غزل شمارهٔ ۷۶۸

مولوی

غزل شمارهٔ ۷۶۸

دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 768
1

چمنی که جمله گل‌ها به پناه او گریزد

2

که در او خزان نباشد که در او گلی نریزد

3

شجری خوش و خرامان به میانه بیابان

4

که کسی به سایه او چو بخفت مست خیزد

5

فلکی چو آسمان‌ها که بدوست قصد جان‌ها

6

که زحل نیارد آن جا که به زهره برستیزد

7

گهری لطیف کانی به مکان لامکانی

8

بویست اشارت دل چو دو دیده اشک بیزد