غزل شمارهٔ ۹۸۱

مولوی

غزل شمارهٔ ۹۸۱

دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 981
1

شعر من نان مصر را ماند

2

شب بر او بگذرد نتانی خورد

3

آن زمانش بخور که تازه بود

4

پیش از آنک بر او نشیند گرد

5

گرمسیر ضمیر جای ویست

6

می‌بمیرد در این جهان از برد

7

همچو ماهی دمی به خشک طپید

8

ساعتی دیگرش ببینی سرد

9

ور خوری بر خیال تازگیش

10

بس خیالات نقش باید کرد

11

آنچ نوشی خیال تو باشد

12

نبود گفتن کهن ای مرد