غزل شمارهٔ ۶

عطار

غزل شمارهٔ ۶

دیوان اشعارغزلیاتشمارهٔ 6
1

گر سیر نشد تو را دل از ما

2

یک لحظه مباش غافل از ما

3

در آتش دل بسر همی گرد

4

مانندهٔ مرغ بسمل از ما

5

تر می‌گردان به خون دیده

6

هر روز هزار منزل از ما

7

چون ابر بهاری می‌گری زار

8

تا خاک ز خون کنی گل از ما

9

آخر به چه میل همچو خامان

10

که گاه بگیردت دل از ما

11

یا در غم ما تمام پیوند

12

یا رشتهٔ عشق بگسل از ما

13

مگریز ز ما اگرچه نامد

14

جز رنج و بلات حاصل از ما

15

کز هر رنجی گشاده گردد

16

صد گنج طلسم مشکل از ما

17

عطار در این مقام چون است

18

دیوانهٔ عشق و عاقل از ما