عطار
غزل شمارهٔ ۱۰۱
دیوان اشعارغزلیاتشمارهٔ 101
1
گر جمله تویی همه جهان چیست
2
ور هیچ نیم من این فغان چیست
3
هم جمله تویی و هم همه تو
4
و آن چیست که غیر توست آن چیست
5
چون هست یقین که نیست جز تو
6
آوازهٔ این همه گمان چیست
7
چون نیست غلط کننده پیدا
8
چندین غلط یکان یکان چیست
9
چون کار جهان فنای محض است
10
چندین تک و پوی در جهان چیست
11
بر ما چو وجود نیست ما را
12
چندین غم و درد بی کران چیست
13
چون زنده به جان نیم به عشقم
14
پس زحمت جان درین میان چیست
15
جان در تو ز خویشتن فنا شد
16
زان بی خبر است جان که جان چیست
17
عطار ضعیف را ازین سر
18
جز گفت میان تهی نشان چیست