غزل شمارهٔ ۳۹۰

عطار

غزل شمارهٔ ۳۹۰

دیوان اشعارغزلیاتشمارهٔ 390
1

ای عشق تو کیمیای اسرار

2

سیمرغ هوای تو جگرخوار

3

سودای تو بحر آتشین موج

4

اندوه تو ابر تند خون‌بار

5

در پرتو آفتاب رویت

6

خورشید سپهر ذره کردار

7

یک موی ز زلف کافر تو

8

غارتگر صد هزار دین‌دار

9

چون زلف به ناز برفشانی

10

صد خرقه بدل شود به زنار

11

آنجا که سخن رود ز زلفت

12

چه کفر و چه دین چه تخت و چه دار

13

تا بنشستی به دلربایی

14

برخاست قیامتی به یکبار

15

آن شد که ز وصل تو زدم لاف

16

اکنون من و پشت دست و دیوار

17

در عشق تو کار خویش هر روز

18

از سر گیرم زهی سر و کار

19

دستی بر نه که دور از تو

20

چون باد ز دست رفت عطار