غزل شمارهٔ ۵۵

حافظ

غزل شمارهٔ ۵۵

غزلیاتشمارهٔ 55
1

خم زلف تو دام کفر و دین است

6

که دایم با کمان اندر کمین است

7

بر آن چشم سیه صد آفرین باد

8

که در عاشق کشی سحرآفرین است

9

عجب علمیست علم هیئت عشق

13

مشو حافظ ز کید زلفش ایمن

14

که دل برد و کنون دربند دین است