غزل شمارهٔ ۹۷

حافظ

غزل شمارهٔ ۹۷

غزلیاتشمارهٔ 97
1

تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج

2

سزد اگر همه دلبران دهندت باج

3

دو چشم شوخ تو برهم زده خطا و حبش

4

به چین زلف تو ماچین و هند داده خراج

5

بیاض روی تو روشن چو عارض رخ روز

6

سواد زلف سیاه تو هست ظلمت داج

7

دهان شهد تو داده رواج آب خضر

8

لب چو قند تو برد از نبات مصر رواج

9

از این مرض به حقیقت شفا نخواهم یافت

10

که از تو درد دل ای جان نمی‌رسد به علاج

11

چرا همی‌شکنی جان من ز سنگ دلی

12

دل ضعیف که باشد به نازکی چو زجاج

13

لب تو خضر و دهان تو آب حیوان است

14

قد تو سرو و میان موی و بر به هیئت عاج

15

فتاد در دل حافظ هوای چون تو شهی

16

کمینه ذره خاک در تو بودی کاج