حافظ
غزل شمارهٔ ۱۰۶
غزلیاتشمارهٔ 106
1
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
2
وجود نازکت آزرده گزند مباد
3
سلامت همه آفاق در سلامت توست
4
به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
5
جمال صورت و معنی ز امن صحت توست
6
که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد
7
در این چمن چو درآید خزان به یغمایی
8
رهش به سرو سهی قامت بلند مباد
9
در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد
10
مجال طعنه بدبین و بدپسند مباد
11
هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند
12
بر آتش تو به جز جان او سپند مباد
13
شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوی
14
که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد