غزل شمارهٔ ۱۲۳

حافظ

غزل شمارهٔ ۱۲۳

غزلیاتشمارهٔ 123
1

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد

2

نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد

3

عالم از ناله عشاق مبادا خالی

4

که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد

5

پیر دردی کش ما گر چه ندارد زر و زور

6

خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد

7

محترم دار دلم کاین مگس قندپرست

8

تا هواخواه تو شد فر همایی دارد

9

از عدالت نبود دور گرش پرسد حال

10

پادشاهی که به همسایه گدایی دارد

11

اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند

12

درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد

13

ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق

14

هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد

15

نغز گفت آن بت ترسابچه باده پرست

16

شادی روی کسی خور که صفایی دارد

17

خسروا حافظ درگاه نشین فاتحه خواند

18

و از زبان تو تمنای دعایی دارد