غزل شمارهٔ ۳۱۱

حافظ

غزل شمارهٔ ۳۱۱

غزلیاتشمارهٔ 311
1

عاشق روی جوانی خوش نوخاسته‌ام

2

وز خدا دولت این غم به دعا خواسته‌ام

3

عاشق و رند و نظربازم و می‌گویم فاش

4

تا بدانی که به چندین هنر آراسته‌ام

5

شرمم از خرقه آلوده خود می‌آید

6

که بر او وصله به صد شعبده پیراسته‌ام

7

خوش بسوز از غمش ای شمع که اینک من نیز

8

هم بدین کار کمربسته و برخاسته‌ام

9

با چنین حیرتم از دست بشد صرفه کار

10

در غم افزوده‌ام آنچ از دل و جان کاسته‌ام

11

همچو حافظ به خرابات روم جامه قبا

12

بو که در بر کشد آن دلبر نوخاسته‌ام