حافظ
غزل شمارهٔ ۳۱۲
غزلیاتشمارهٔ 312
1
بُشری اِذِ السّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم
2
للهِ حمدُ مُعتَرِفٍ غایةَ النِّعَم
3
آن خوش خبر کجاست که این فتح مژده داد
4
تا جان فشانمش چو زر و سیم در قدم
5
از بازگشت شاه در این طرفه منزل است
6
آهنگ خصم او به سراپردهٔ عدم
7
پیمان شکن هرآینه گردد شکسته حال
8
انَّ العُهودَ عِندَ مَلیکِ النُّهی ذِمَم
9
میجست از سحاب امل رحمتی ولی
10
جز دیدهاش معاینه بیرون نداد نم
11
در نیل غم فتاد سپهرش به طنز گفت
12
الآنَ قَد نَدِمتَ و ما یَنفَعُ النَّدَم
13
ساقی چو یار مه رخ و از اهل راز بود
14
حافظ بخورد باده و شیخ و فقیه هم