حافظ
غزل شمارهٔ ۴۱۶
غزلیاتشمارهٔ 416
1
خنک نسیم معنبر شمامهای دلخواه
2
که در هوای تو برخاست بامداد پگاه
3
دلیل راه شو ای طایر خجسته لقا
4
که دیده آب شد از شوق خاک آن درگاه
5
به یاد شخص نزارم که غرق خون دل است
6
هلال را ز کنار افق کنید نگاه
7
منم که بی تو نفس میکشم زهی خجلت
8
مگر تو عفو کنی ور نه چیست عذر گناه
9
ز دوستان تو آموخت در طریقت مهر
10
سپیده دم که صبا چاک زد شعار سیاه
11
به عشق روی تو روزی که از جهان بروم
12
ز تربتم بدمد سرخ گل به جای گیاه
13
مده به خاطر نازک ملالت از من زود
14
که حافظ تو خود این لحظه گفت بسم الله