مولوی
غزل شمارهٔ ۱۱۲
دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 112
1
ز روی تست عید آثار ما را
2
بیا ای عید و عیدی آر ما را
3
تو جان عید و از روی تو جانا
4
هزاران عید در اسرار ما را
5
چو ما در نیستی سر درکشیدیم
6
نگیرد غصه دستار ما را
7
چو ما بر خویشتن اغیار گشتیم
8
نباشد غصه اغیار ما را
9
شما را اطلس و شعر خیالی
10
خیال خوب آن دلدار ما را
11
کتاب مکر و عیاری شما را
12
عتاب دلبر عیار ما را
13
شما را عید در سالی دو بارست
14
دو صد عیدست هر دم کار ما را
15
شما را سیم و زر بادا فراوان
16
جمال خالق جبار ما را
17
شما را اسب تازی باد بیحد
18
براق احمد مختار ما را
19
اگر عالم همه عیدست و عشرت
20
برو عالم شما را یار ما را
21
بیا ای عید اکبر شمس تبریز
22
به دست این و آن مگذار ما را
23
چو خاموشانه عشقت قوی شد
24
سخن کوتاه شد این بار ما را