مولوی
غزل شمارهٔ ۱۶۸
دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 168
1
ای بروییده به ناخواست به مانند گیا
2
چون تو را نیست نمک خواه برو خواه بیا
3
هر که را نیست نمک گر چه نماید خدمت
4
خدمت او به حقیقت همه زرقست و ریا
5
برو ای غصه دمی زحمت خود کوته کن
6
باده عشق بیا زود که جانت بزیا