مولوی
غزل شمارهٔ ۲۹۷
دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 297
1
ای در غم تو به سوز و یارب
2
بگریسته آسمان همه شب
3
گر چرخ بگرید و بخندد
4
آن جذبه خاک باشد اغلب
5
از بس که بریخت اشک بر خاک
6
شد خاک ز اشک او مطیب
7
از گریه آسمان درآمد
8
صد باغ به خنده مذهب
9
من بودم و چرخ دوش گریان
10
او را و مرا یکیست مذهب
11
از گریه آسمان چه روید
12
گلها و بنفشه مرطب
13
وز گریه عاشقان چه روید
14
صد مهر درون آن شکرلب
15
آن چشم به گریه میفشارد
16
تا بفشارد نگار غبغب
17
این گریه ابر و خنده خاک
18
از بهر من و تو شد مرکب
19
وین گریه ما و خنده ما
20
از بهر نتیجه شد مرتب
21
خاموش کن و نظاره میکن
22
اندر طلب جهان و مطلب