غزل شمارهٔ ۳۱۷

مولوی

غزل شمارهٔ ۳۱۷

دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 317
1

یار آمد به صلح ای اصحاب

2

ما لکم قاعدین عند الباب

3

نوبت هجر و انتظار گذشت

4

فادخلوا الدار یا اولی الالباب

5

آفتاب جمال سینه گشاد

6

فاخلعوا فی شعاعه الاثواب

7

ادب عشق جمله بی‌ادبیست

8

امه العشق عشقهم آداب

9

باده عشق ننگ و نام شکست

10

لا رأسا تری و لا اذناب

11

لذت عشق با دماغ آمیخت

12

کامتزاج العبید بالارباب

13

دختران ضمیر سرمستند

14

وسط روض القلوب و الدولاب

15

گر شما محرم ضمیر نه‌اید

16

فاسئلوهن من وراء حجاب

17

شمس تبریز جام عشق از تو

18

و خذ الکبد للشراب کباب