غزل شمارهٔ ۴۱۷

مولوی

غزل شمارهٔ ۴۱۷

دیوان شمسغزلیاتشمارهٔ 417
1

من پری زاده‌ام و خواب ندانم که کجاست

2

چونک شب گشت نخسپند که شب نوبت ماست

3

چون دماغ است و سر استت مکن استیزه بخسب

4

دخل و خرج است چنین شیوه و تدبیر سزاست

5

خرج بی‌دخل خدایی است ز دنیا مطلب

6

هر که را هست زهی بخت ندانم که که راست