مولویدیوان شمس ← غزلیات ← شمارهٔ 538
در متن آمدهگر آتش دل برزند بر مؤمن و کافر زند
1 بار در این شعر
دانشنامهٔ پژوهشی ادبیات فارسی ویرا
در آثار مولوی
گر آتش دل برزند بر مؤمن و کافر زند
1 بار در این شعر
گر بو بری زان روشنی آتش به خواب اندرزنی
1 بار در این شعر
آتش سوزنده تو را لطف و کرم باره شود
1 بار در این شعر
کاین دل من ز آتش عشق کسی چه میشود
1 بار در این شعر
آتش عشق من برم چنگ دوتا چرا بود
1 بار در این شعر
درافکن خویش در آتش چو شمع او برافروزد
3 بار در این شعر
در این آتش کبابم من خراب اندر خرابم من
4 بار در این شعر
هر آن آتش که میزاید غم و اندیشه را سوزد
1 بار در این شعر
ازیرا ز آتش مطبخ نصیب دیگ دود آمد
2 بار در این شعر
چو او آب حیات آمد چرا آتش برانگیزد
1 بار در این شعر
چو حلواهای بیآتش رسید از دیگ چوبین خوش
1 بار در این شعر
یا موسی آتش جو کرد به درختی رو
2 بار در این شعر
مدخل دانشنامهای همنام هنوز ثبت نشده است؛ شاهدهای متنی بالا مستقل از مدخلها هستند.
رابطهٔ مستند یا تفسیر ثبتشدهای برای این مدخلها وجود ندارد. نبود رابطه با نبود واژه در متن یکسان نیست.