مولویمثنوی معنوی ← دفتر چهارم ← شمارهٔ 63
در متن آمدهسنگ مرگ آمد نمکها را محک
1 بار در این شعر
دانشنامهٔ پژوهشی ادبیات فارسی ویرا
در آثار مولوی
سنگ مرگ آمد نمکها را محک
1 بار در این شعر
جادوی رخنه کند در سنگ و کوه
1 بار در این شعر
گرنه کوه و سنگ با دیدار شد
2 بار در این شعر
دانش آوردند در سنگ و عصا
4 بار در این شعر
که بود بارش گران و راه سنگ
1 بار در این شعر
بر مثال سنگ و آهن این تنه
3 بار در این شعر
که رسوا گردی ای لافی چو سنگ امتحان بینی
1 بار در این شعر
در شرح بیفزا، شرح عقل دل را مشرحکند. عقل چیست؟گرهگشای عقدههای مشکلات و مشاطهٔ عروسان مضمرات معضلات قلاوز ارواح تابه حضرت فالق الاصباحکه رمزی از اسرار او اشارت رفت. چون از عالم لامکان و ازکتم غیب به صحرای وجود آورد تا صحرای وجود، از این آفتاب سعود نور و ضیاگرفت، خواست که هنرهای عقل را و عجایبها و لطایفها و غرایبهاکه در ضمير عقل بود، بر موجودات پیداکند و او را بدان فضیلت از همه ممتاز و جداکند، سنگ محکی میبایستکه تا صفا و خالصی و پاکی و بی عیبی این نقد ظاهر شود. بهگواهی آن محک، ترازویی میبایستکه این نقد شریف و این موهبت لطیف تمام عیار را بدان ترازو بر کشند تا سنگ وهنگ او پیدا شودکه هیچ چیز در هجده هزار عالم بیگواهی ترازو، نه عزیز شود و نه خوار شود.
3 بار در این شعر
مدخل دانشنامهای همنام هنوز ثبت نشده است؛ شاهدهای متنی بالا مستقل از مدخلها هستند.
رابطهٔ مستند یا تفسیر ثبتشدهای برای این مدخلها وجود ندارد. نبود رابطه با نبود واژه در متن یکسان نیست.