مولویدیوان شمس ← غزلیات ← شمارهٔ 2,150
در متن آمدهآتش و آب ملک تو خلق همه عیال تو
1 بار در این شعر
دانشنامهٔ پژوهشی ادبیات فارسی ویرا
در آثار مولوی
آتش و آب ملک تو خلق همه عیال تو
1 بار در این شعر
جان مرا در این جهان آتش توست در دهان
1 بار در این شعر
هیچ نمیرد آتشی ز آتش دیگر ای پسر
1 بار در این شعر
گر چه درون آتشم جمله زرم به جان تو
1 بار در این شعر
آتش آب میشود عقل خراب میشود
1 بار در این شعر
دل آتش پذیر از توست برق و سنگ و آهن تو
1 بار در این شعر
سری است سمندر را ز آتش بنمی سوزد
1 بار در این شعر
از آب و آتش و از باد این خاک
1 بار در این شعر
خار ایمن گشت ز آتش در پناه لطف گل
1 بار در این شعر
چون خلیلی هیچ از آتش مترس ایمن برو
2 بار در این شعر
گر کسی گوید که آتش سرد شد باور مکن
1 بار در این شعر
ز همان رو که زد آتش ز همان رو کشد آتش
2 بار در این شعر
مدخل دانشنامهای همنام هنوز ثبت نشده است؛ شاهدهای متنی بالا مستقل از مدخلها هستند.
رابطهٔ مستند یا تفسیر ثبتشدهای برای این مدخلها وجود ندارد. نبود رابطه با نبود واژه در متن یکسان نیست.